نمی دونم از دست خودم چیکار کنم ؟!!!! دارم به جنون می رسم ! این روزا بد جوری بهم ریختم ، دیگه خودمم نمی شناسم!!!!!!!!! نمی دونم کی ام و چی می خوام ! حتی نوشتن هم یادم رفته !!!!!!!!!چیدن کلمات پشت سر هم ! گاهی وقتا می خوام که بخوابم و دیگه ...یه خواب ابدی !!!!یه خواب ابدی! چقدر نا شکر شدم این روزهاااااااااا ای خدااااااااااااا! خدا رو چه دیدی شاید ...! خسته ام ! خسته از اینهمه تکرار بی خودی! خسته ام !!!!!!!!!بریدم خدا جونم ! بریدم .............. میـ خوام ح ساب تمـــ ام بغض هـای فـــرو خورده ام رو،روشن کنم... امشب اومدم چون شب اریعینه وگرنه دیگه حوصله و وقت اینجا اومدنم ندارم . اومدم تا یه عهدی ببندم با خودم وامام با خودمو اقامو چشمای باز پرودگارم . از ته قلبم میگم.میخوام به آقام بگم آقا غلط کردم.آقا یه غلطی کردیم نفهمیدیم آقا انسان جایزالخطاس ببخشم . آقا ترسم از این نیست که منو عذابم کنی ترسم از اینکه تو برام گریه کنی. آقا ترسم از جهنم نیست ، ترسم از اینکه شما منو از در خونه خودتون بیرون کنید.یا حسین :(( .زندگیم شده مجازی شده بازی هرکی میاد و میره من نمیخوام بیانو برن میخوام بمونن آقا . دل من شده مسجد بین راه شده درد تنهاییام . امشب اومدم توبه کنم بگم خدایا .یا حسین آقای من سرور من تورو به همون علی اکبرت شفام بده کمکم کن .میخوام بشم مومن درخونت میخوام بشم سینه زن دردت . وقتیه که لبام میگن با شور و شین امشب شبیه که زندگیم هدف پیدا کرده شاید تازه فهمیدم زندگی چیه چرا به وجود اومدم خدایا فهمیدم انسان های وپاک و ساده ام تو دنیا هستن اقای من فهمیدم حکمت کار خدا چیه دیگه با تموم وجودم ایمان دارم فففففففففففففففففقط اونکه بخواد درست میشه انسان ها رو جلوم قرار دادی ووووووولی ازت میخوام این یکی رو ازم نگیر . آقاجون پدر من سرور من بزرگ من تو رو به همین شبه اربعین تور وبه خون علی اصغرت قسم ببخشم طلبه ببخش کن برام پیش عزیزت خدا . شده ام بیگانه ای راهت ای امام حسین سجده میکنم به پایت یا حسین غم من ریاد شده چشمم به هرجا و هرچیزو هر کس که میره ااااااشک و اه آخرش خودت دست بندتو بگیر خدا خودت ببخشم خدا امام حسین ببخشم امام ببخشم شده ام درد به در در این راه پر پیچ خم خودت گیر دست بی جان من شاید این مسیر دیگه درسته باشه شاید آتوسا بالاخره به یه جایی رسید خدایا نزار نامید در خونت بشم همه گفتن و شنیدم که خدا دست بندشو رد نمیکنه میگن اما علی حتی تو نمازم به فقیری کمک کرده پس خدا با اون همه عظمتش چه جوری دست رد به سینه ی من میزنه ؟؟؟ دست به دامن امامات شدم توبه کردم عوض شدم میخوام پاک باشم مثل اون میخوام بشم مسلمون واقعیه خدایا ایمانمو بیشتر کن .یا حسین یا حسین یاحسین .عزیز یا ابالفضل عزیز یا ابالفضل عزیز یا ابالفضل .:((( اکنون که به مرحله ی تازه ای اززندگی ام رسیده ام تا من نیز خدا خدا کنم. حواسمون باشه دل آدما، شیشه نیست که روی آن " هــا " کنیم بعد با انگشت قلب بکشیم و وایسیم آب شدنش رو تماشا کنیم و کیف کنیم !!! رو شیشه نازک دل آدما اگه قلبی کشیدی ... باید مردونه پاش وایستی حوصله ندارم ! من ! در کجای این زمین ایستاده ام ؟ حوصله ابریست و حتی هوای تو پذیرای بارش ابرم نیست ! خیلی وقته که میشینم و توی دنیای خودم هی درستت میکنم و بعدش خراب میشی و بازم هی تلاش میکنم و .... . . . . . بارها شده به خودم نوید روزهای زیبا رو میدم، افسوس که اینگونه نیست:(هههههیچی مثل واقعیتو و دلخوشی ها نیست وقتی دریا طعم خشکی دهد .خشکی برای ماهی طعم بهتری دارد دل این کلمه بی نقطه...گاهی برایت تنگ میشود تا حد یک نقطه... درد دارد....... وقتی چیزی را کسر کنی که با وجودت جمع زده ای!!!! دوباره درد ها بر اسب هایشان می تازند- گویامسیراسب هایشان به سوی قلبی خسته است.می تازند چه دیوانه وارکاش به انها کسی میگفت این خسته دیگر تاب این ضربات را ندارد. تنها کسی که دلش برای این تنها سوخت "زخم هایش"بودند. زخم ها میخواهند غربت این غریبه را با سکوتشان فریا د کنند.صدای خرد شدن جسمی زخمی به گوش میرسد ثانیه ها غریب هر کدام تازیانه ای اتشین بر صورتم فرود میاورند. تو اون بالا تنها در اسمان .من خسته وتنهاروی زمین. چند تا جمله عکس ایندفعا اومدم بزارم جمله هایی که تراووش ذهنی یکی از دوستان خوبم هاله جون هست .جملاتی که با خوند اونا تمام وجودم میلرزد . پـــــــا روی دلـــــــم گذاشتـــم........از تــــو گذشتــــــم..........چون نمیخواستـــــم تو رویـــش پا بگـــــذاری...........میبینــــــی؟ من در عشـــــق هم مغـــــرورم.....! :( پای دلـــــــــم را فلــــج کــــردی........خیلی زمــــان است با صنــــدلی چــــــرخ دار به دنبـــــــال تـــوست.....مطمئـــــــن باش آنقدر سمــــج است که بخاطـــرت حتی میخــــــزد!! دریـــــــــای چشمانـــــــــم خشـــــــک نمیشــــــــــود.....! چه کنـــــــــم؟! :( عقـــــــربه ها هم دلشــــان به حــــال بــــی قـــراری هایم بــــی تــــو سوخـــت.........از حرکــــــــت ایستادنـــــــد.........! دنیــــا و آدماش.....ذره ذره آبــــت میکنن.......با بــــی رحمی تمام..........دقت کردی؟ هیــــــچوقت حــــق رو به تو نمیــــدن! .......دارم چیـــزای خوبــــی از دنیــــا یاد میگیــــرم.........دلـــم شکســـــت اشکالی نداره.......همینـــه دیــــگه........دنیــــا و آدمـــاش همینــــن.......:( از فکـــــــــرم.....خیالــــــــم.....ذهنـــــــم.....قلبـــــــم......خارج شــــــــو........من میخواهــــــــم تنهـــــــــا باشم.....دیگر توان شکسته شدن نـــــــــــدارم چشمانـــت که مـــرا نــــمیبینــــــد........مـــن به بـــودن خـــود شـــــــــک میکنـــــم!! :( ................... میخواهــــــــم از این قاعـــده لعنتــــی سردربیــــــاورم.........اینکه چرا من تو را میبینم ولی تو مرا نمیبینـــــــی!!؟!......نکند کـــــوری و من بــــــی خبـــرم؟! دل است دیگـــــــر...............گاهی مثل حالا تکـ ــ ــه پــ ـــ ـــاره میشود...............عادت کرده ام! ((خیلی این جملات بغض درگلویم مینشانند اما باز نیز خاتمه سسسسسسسسسسکوت است سکوت با خودم زمزمه میکنم فقط کمی حتی با ضربه ای هم راضیم فقط مرا بیدار کنید دددددددددددلم تنگ شده دلم گرفته . جمع می کردم ... بهم گفت : کمک می خوای؟ گفتم : نه گفت: خسته میشی خب بذار کمکت کنم باهم رفیقیم نکنه هنوزم غریبم .؟؟ گفتم : آره راست میگفت اشنا بود گفتم نه ، خودم جمع می کنم گفت : حالا تیکه های چی هست بدجوری شکسته مشخص نیست چیه ؟ نگاه معنی داری کردم و گفتم : قلبم ..از دوست و عشق ووووووووو..غریبه و اشنا ضربه خورده این تیکه های قلب منه که شکسته . خودم باید جمعش کنم ! بعدش گفتم : می دونی چیه رفیق، آدما این دوره زمونه دل داری بلد نیستن، وقتی می خوای یه دل پاک و بی ریا رو به دستشون بسپری هنوز تو دستشون نگرفته میندازنش زمین و می شکوننش ... پشت هر ادمی یه لبخند نیست گفت: میدونم ععععععاشق احساساتتم گفتم از کی کمک بخوام رفیق همه رفتن زندگی 2ساله ام دست باد رفته رفیق آخه کی قلبهای شکسته رو دوست داره اینو گفتم و تیکه های شکسته رو جمع کردم و یواش یواش ازش خواستم دور بشم که نشد نمیدونم چی شده بود؟؟کی میدونه؟؟ آره تو ی قلب شکسته نوری دمید .محبتی ورزید .دلم من دوباره سلامی داد به یه غغغغریبه آشنا به هم گفت: چرا دلت رو می سپردی دست هر کسی ؟!!! انگاری فهمید که تو دلم چی می گذره ... برگشتم و گفتم : رفیق ، دلم رو به دست هر کسی نسپردم... او برای من هر کسی نبود من برای او هر کسی بودم گفت اینو که میدونمم برات عزیز بود .گفتم دیگه نه کل زندگیمو براش گفتم فکر کردم باور کرد!!! آخه فقط سری تکون داد به همچی. اینوگفتم و این بارهم نسیمی وزید .گرد و غباری شد بازم سلام تازه تبدیل به غمی شد باز من موندم کلی اشتباه دلبستنو کلی فکر خام . حالا تو با همون وارث قلب شکسته ای آره ؟؟ کجایی ؟؟؟اشکام دیگه بریزه و نریزه مهم نیست اره ؟؟؟ دستام سردتر هر موقعس دیگه دیره میدونم ولی بازم سسسسسسکوت بازم اشک و آه چی بگم چیکار کنم ؟؟؟ جبرانی نمونده ؟؟بازم گذشته و حال اجباره !! :-((بازم دلمو همون احساس رو باید بدم دست صاحبش خدا اینم پست اخر این وب .وبی که کلی داستان داشت کلی خنده کلی گریه کلی جدایی بی آشنایی .دیگه نمیخوام این وبو ببینم چون چه فایده ای داره بیا اینجا حرفای قلبو احساستو بزنی و بهت بگن قشنگه و... چه فایده بیای ولی کسی این حرفا رو نخونه .خودت بشسینی روزی 5بار حرفاتو بخونی و اشک بریزی ولی چه فایده داره . درو دیوار این وب شده یه عالمه خاطره یه عالمه چیز که دیگه وجود نداره .اینجا خیلی هارو از دست دادم و دیگه بدست نیووردم .کلی اشک ریختم باز به جایی نرسیدم .این وب مال من نبود مال دردام بود دردایی که یه روز یکی میفهمیدشون .یکی دلداریت میداد یکی کمکت میکرد باحرفاش اما اونم رفت مثل همه .حالا منم میرم مثل همه .هرروز میام تا قلبم آروم بگیر اما نه آروم میگیره نه خوب میشه .منم به یاد تمام غم ها و کسایی که رفتنو وجودم را تنها گذاشتن می روم وووووووووو به قول دوستان: ابن نیز بگذرد خیلی سخته اون که میگفت واسه ی چشات میمیره اون که میگفت عاشق احساساتته بره و دیگه سراغی از تو و نگات نگیره خیلی سخته تا یه روزی حرفای اون باورت شهیه دفعه همچی تموم شه خیلی سخته که نباشه هیچ جایی برای آشتیو همچی بخاطر .......... باشه خیلی سخته که عزیزی یه شب عازم سفر شه. واسه ی کسی شکستن خیلی سخته واسه ی اون بشکنه یه روز غرورت ولی اون نخواد بمونه تو ام ندونی چه میکنی با سرنوشتت . همیشه سنگ صبورت شد خیلی سخته بودن تو واسه ی اون بشه یه عادت. خیلی سخته وسط عشق از خودت هی بپرسی مگه میشه بره یه زمانی؟؟؟ خیلی سخته تو تابستون و بهار با غریبی آشنا شی اما وقتی که سرماشد یه جوری ازش جدا شی خیلی سخته یه غریبه به دلت یه وقت بشینه بعد بهت بگه که چشماش نمیخواد ببینتت خیلی سخته خیلی سخته بری یک شب واسه چیدن ستاره ولی تا رسیدی اونجا ببینی صبح شده دوباره. همه ی اینا سخته ودرد داره .تیری داره که تو قلبت هر روز بیشتر فرو میره خدانگهدار . امروز می گی یک خاطرم دیروز که گفتی دوست دارم فردا می گن یک رهگذر تو جاده ی بی انتهای سرنوشتشون منم امروز می گی که ندارم جایی تو سرنوشت تو فردا می گی ای دوست من یادم نمی آد که بگم تو بودی سرنوشت من امروز می گی گریه نکن من ندارم طاقت درد فردا می گی گریه هات و ببر برای دیگری من ندارم حوصله ای برای درد و رنج تو یادش بخیر که ار تمام قصه ها فقط واسم می گفتی عشق می گفتی هستی سرنوشت اون نفسهای بی سرشت یادش بخیر ای خدا جون یک روزی تو بازی سرنوشت بودیم امروز شدیم خاطره ای تو سرنوشت بی سرشت گوشهایم را میگیرم .... چشمهایم را میبندم..... و زبانم را گاز میگیرم ....ولی.... ... حریف افکارم نمیشوم چقدر دردناک است. هرچقدر بر افکار غلبه میکنم بازم درست بردارم نیستن یک اتاق ،اندکی نور ،سکوت من خدایی دارم که همین نزدیکی است ... در امتداد لحظه هایم همون لحظه هایی که پراز غریبه های آشنان همون لحظه ها ی شیرین و تلخ ثرنوشت ،هر روز در سایه هایی قرمز شناور می شوم سایه هایی که گاهی لذت بخش گاهی اشک آورند می خندم به عشق فنا شده ی زمینی مان...قاه قاه... به همان عععشقی که دلم واسش تنگ میشه همون عشقی که بی هیچ حرفی ثبت میشد همون دویست داشتنی که بدنم را هر روز به لرزه می انداخت . معنی ِ اشک ...کبودی ،درد رو می دانم بغض سنگین خاطره را، از نزدیک لمس کرده ام لمس میکنم.طعم گذشتن از دوستی و دوست داشتنو چشیدم ووووومیدانم که میچشم . حس سرده گذر حس بی تفاوت نگاه همه را در عمق وجود رهگذرا دیدم. ... من در این تاریکی،دور از همه...خدا را می خوانم... خدا را که صدا می زنم...همه ی ذره ها آرام می شود... یک اتاق،اندکی نور،... من خدا را دارم.
خسته ام از اینهمه تکرار بی خودی !

آقاجون به داد من برس حسین

خدایا کمکم کن
تا فکرهای جاری ذهنم را عملی سازم
خدایا کمکم کن
تا من نیز دستی را بگیرم به گرمی
خدایا کمکم کن
تا سهم کوچکی از زیبایی های دنیا را در دلم احساس کنم
خدایا کمکم کن
تا بتوانم قلب کوچکی را در شادی و احساسم شریک کنم
خدایا کمکم کن
تا صدای تو را احساس کنم
زندگی ام سراسر پر از بد ی و بدی هاست
خدایا تو خود کمکم کن












.
.
.
من خوبم ....من آرامم......من قول داده ام کاری نداشته باشم به او
من میتوانم
فقط کمی
تو را کم اورده ام
یادت هست؟ میگفتم نمیتونم مثل بقیه نادیده بگیرمت دیگه؟ واژه کم می اورم برای گفتن دوستت دارمها برای جبران گذشته؟
حالا تـــمــــــــام واژه ها در گلویم صف کشیده اند و یخ بسته اند از هر دری برای گفتن به بمبست میرسن .تواین را میخواهی ؟؟؟
با این همه واژه چه کنم؟با این همه دلتنگی و پیشمونی چه کنم
تکلیف اینهمه حرف نگفته چه می شود؟ نکنه تکلیفشون مثل منه .روزگار به این کلمات به این بغض ها رحم کن
باید حرفهایم را مچاله کنم و بر گرده باد بیاندازم یا روزی 100بار برای خودم تکرار کنمو جوابی نشنوم
باید خوب باشم؟؟
من خوبم ....من آرامم......من قول داده ام که همچی و بدتر نکنم من میتونم
فقط کمی
بی حوصله ام
آسمان روی سرم سنگینی میکند
گلویم تلخ است از شیرنی حرف های ناگفته از جدایی که نخواستمش از دوری از دیدن گذر بی تفاوت تو از اشتباهات خودم
هر چه خودم را به کوچه بی خیالی میزنم
باز سر از کوچه دلتنگی در میاورم باز میشم همون احساس همیشگی
روزها تمام ابرهای اندوه رو دارن و میبارند ولی حیف حیف اون اشکی که دیده نشود
من خوبم ....من آرامم......من قول داده ام
تمام خنده هایم را نذر کرده ام که گریه ام نگیرد
اما
هوای تو هوای گذشتمون تو سرمه شنگین سنگین
کاش بازم حرفات تکرار میشد کاش فقط یک ثانیه ........
تک تک نجواهایمان تموم شد و رفت .اینقدر حرف زدیم که همه را بدهیم دست نسیم ؟؟؟
کاش لا اقل میشد از این کابوس بیدار بشم کابوس .
من خوبم ....من آرامم......من قول داده ام
فقط نمیدانم چرا هی آه میکشم
آه
و
آه
و بازم آه
خسته شدم از این همه آه
شبها تمام آه ها در سینه منند
ان قدر سوزناک هستند که می توانم با این همه آه دنیا را خاکستر کنم
اما حیف که قول داده ام
من خوبم ....من آرامم......
فقط کمی دلواپسم
نترس باز شروع نمیکنم اصلا تمام نشده که بخواهم شروع کنم
همین دلم برایت تنگ شده را هم به تو نمی گویم
تو راحت باش
من خوبم ....من آرامم......
آخر من قول داده ام که آرام باشم
باورت می شود؟ من خوبم آره خوبم .

روی زمین بودمو داشتم یه تکه هایی رو از رو زمین




| Design By : Pichak |


